خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن به خدایی سوگند یاد میکند که تقدیر را رقم زده و آفتاب را در آسمان قرار داده است. او از ضعف و ناتوانی خود میگوید که باعث دوری از معشوق شده و این دوری بیش از آنچه بیان شود، دردناک است. شاعر نمیتواند شرح دهد که غم هجران معشوق او را چگونه ساخته است.
متن دارای مضامین عاشقانه و غم هجران است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل فهم نباشد.
شماره ۴۸ - به خدایی که از کمان قضا
به خدایی که از کمان قضا
تیر تقدیر را روان کردست ۱
چشمهٔ آفتاب رخشان را
خازن نقد آسمان کردست ۲
کز نحیفی و ناتوانی و ضعف
دورم از روی تو چنان کردست ۳
که مرا دور بودن از رویت
هرچه گویم فزون از آن کردست ۴
نتوان شرح داد آنکه مرا
غم هجر تو بر چه سان کردست ۵
تیر تقدیر را روان کردست ۱
چشمهٔ آفتاب رخشان را
خازن نقد آسمان کردست ۲
کز نحیفی و ناتوانی و ضعف
دورم از روی تو چنان کردست ۳
که مرا دور بودن از رویت
هرچه گویم فزون از آن کردست ۴
نتوان شرح داد آنکه مرا
غم هجر تو بر چه سان کردست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴۷ - در طلب جو این قطعه فرموده
گوهر بعدی:شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.