خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش و مدح یک شخصیت برجسته و روحانی میپردازد که تأثیر عمیقی بر جهان داشته است. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا، جایگاه والای این شخصیت را توصیف میکند و بیان میدارد که بدون وجود او، هیچ چیز به کمال نمیرسد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۳۷ - در مدح گوید
ای سروری که از گل دل قامت قلم
بیخدمت دوات تو بسته کمر نخاست ۱
بادا همیشه ملک جمال تو منتظم
کز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست ۲
بیطبع دلگشای تو از سنگ زر نخاست
بیلفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست ۳
دعوی همی کنم که در آفاق چون تویی
از مسند امامت صدری دگر نخاست ۴
بیخدمت دوات تو بسته کمر نخاست ۱
بادا همیشه ملک جمال تو منتظم
کز کاف کن فکان چو وجودت گهر نخاست ۲
بیطبع دلگشای تو از سنگ زر نخاست
بیلفظ جانفزای تو از نی شکر نخاست ۳
دعوی همی کنم که در آفاق چون تویی
از مسند امامت صدری دگر نخاست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۶ - در شکایت گوید و توقع تلطف کند
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۸ - در مدح موئتمن سرخسی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.