خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و رابطهی خود با معشوق ازلی سخن میگوید. او از سفر روحانی و رهایی از دنیای مادی صحبت میکند و بیان میکند که چگونه عشق الهی او را به حرکت وامیدارد و به او هدایت میکند. شاعر از تسلیم و اطاعت کامل در برابر ارادهی الهی سخن میگوید و از لطف و مرحمت معشوق در هدایت و رهایی خود میسراید.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم عرفانی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۰۸ - از جهت ره زدن، راه درآرد مرا
از جِهَتِ رَه زدن، راه دَرآرَد مرا
تا به کَفِ رَه زَنان باز سِپارَد مرا ۱
آن که زَنَد هر دَمی، راهِ دو صد قافله
من چه زَنَم پیشِ او؟ او به چه آرَد مرا؟ ۲
من سَر و پا گُم کُنم، دلْ زِ جهان بَرکَنَم
گَر نَفَسی او به لُطْف، سَربِنَخارَد مرا ۳
او رَهِ خوش میزَنَد، رَقص برآن میکُنم
هر دَم بازیِّ نو، عشقْ بَر آرَد مرا ۴
گَهْ به فُسوس او مرا گوید کُنجی نِشین
چون که نِشینَم به کُنج، خود به دَرآرَد مرا ۵
زَ اوّلِ امروزم او، می بِپَرانَد چو باز
تا که چه گیرد به من؟ بر کِه گُمارَد مرا؟ ۶
هِمَّتِ من هَمچو رَعد، نُکتهٔ من هَمچو اَبر
قطره چَکَد زَابْرِ من، چون بِفَشارَد مرا ۷
ابرِ من از بامْداد، دارد از آن بَحر داد
تا که زِ رَعد و زِ باد، بر کِه بِبارَد مرا؟ ۸
چون که بِبارَد مرا، یاوه ندارد مرا
در کِفِ صد گونْ نَبات، بازگُذارَد مرا ۹
تا به کَفِ رَه زَنان باز سِپارَد مرا ۱
آن که زَنَد هر دَمی، راهِ دو صد قافله
من چه زَنَم پیشِ او؟ او به چه آرَد مرا؟ ۲
من سَر و پا گُم کُنم، دلْ زِ جهان بَرکَنَم
گَر نَفَسی او به لُطْف، سَربِنَخارَد مرا ۳
او رَهِ خوش میزَنَد، رَقص برآن میکُنم
هر دَم بازیِّ نو، عشقْ بَر آرَد مرا ۴
گَهْ به فُسوس او مرا گوید کُنجی نِشین
چون که نِشینَم به کُنج، خود به دَرآرَد مرا ۵
زَ اوّلِ امروزم او، می بِپَرانَد چو باز
تا که چه گیرد به من؟ بر کِه گُمارَد مرا؟ ۶
هِمَّتِ من هَمچو رَعد، نُکتهٔ من هَمچو اَبر
قطره چَکَد زَابْرِ من، چون بِفَشارَد مرا ۷
ابرِ من از بامْداد، دارد از آن بَحر داد
تا که زِ رَعد و زِ باد، بر کِه بِبارَد مرا؟ ۸
چون که بِبارَد مرا، یاوه ندارد مرا
در کِفِ صد گونْ نَبات، بازگُذارَد مرا ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - ای که به هنگام درد، راحت جانی مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - ای در ما را زده، شمع سرایی درآ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.