خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و نیاز به بازگشت به سوی خدا سخن میگوید. او از مفاهیمی مانند بادهٔ بقا، عشق، وفا و نور الهی استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را نسبت به خداوند بیان کند. شاعر از خدا میخواهد که بار دیگر به او توجه کند و راهش را هموار سازد.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
غزل ۱۹۰ - با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را
با آن که میرَسانی، آن بادهٔ بَقا را
بی تو نمیگُوارَد، این جامِ باده ما را ۱
مُطربْ قَدَح رَها کُن، زین گونه نالهها کُن
جانا یکی بَها کُن، آن جِنْسِ بیبَها را ۲
آن عشقِ سِلْسِلَه ت را، وان آفَتِ دِلَت را
آن چاهِ بابِلَت را، وان کانِ سِحْرها را ۳
بازآر بارِ دیگر، تا کارِ ما شود زَر
از سَر بگیر از سَر، آن عادتِ وَفا را ۴
دیوِ شِقا سِرِشته، از لُطفِ تو فرشته
طُغْرایِ تو نِبِشته، مَر مُلْکَتِ صَفا را ۵
در نورَت ای گُزیده، ای بر فَلَک رَسیده
من دَم به دَم بِدیده، اَنْوارِ مُصطَفا را ۶
چون بسته گشت راهی، شُد حاصلِ من آهی
شُد کوه هَمچو کاهی، از عشقِ کَهْرُبا را ۷
از شَمسِ دینِ چون مَهْ، تبریز هست آگَهْ
بِشْنو دُعا و گَهْ گَهْ، آمین کُن این دُعا را ۸
بی تو نمیگُوارَد، این جامِ باده ما را ۱
مُطربْ قَدَح رَها کُن، زین گونه نالهها کُن
جانا یکی بَها کُن، آن جِنْسِ بیبَها را ۲
آن عشقِ سِلْسِلَه ت را، وان آفَتِ دِلَت را
آن چاهِ بابِلَت را، وان کانِ سِحْرها را ۳
بازآر بارِ دیگر، تا کارِ ما شود زَر
از سَر بگیر از سَر، آن عادتِ وَفا را ۴
دیوِ شِقا سِرِشته، از لُطفِ تو فرشته
طُغْرایِ تو نِبِشته، مَر مُلْکَتِ صَفا را ۵
در نورَت ای گُزیده، ای بر فَلَک رَسیده
من دَم به دَم بِدیده، اَنْوارِ مُصطَفا را ۶
چون بسته گشت راهی، شُد حاصلِ من آهی
شُد کوه هَمچو کاهی، از عشقِ کَهْرُبا را ۷
از شَمسِ دینِ چون مَهْ، تبریز هست آگَهْ
بِشْنو دُعا و گَهْ گَهْ، آمین کُن این دُعا را ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۹ - آمد بهار جانها، ای شاخ تر به رقص آ
گوهر بعدی:غزل ۱۹۱ - بیدار کن طرب را، بر من بزن تو خود را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.