خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناتوانی خود در ارسال هدایای مناسب به مجلس بزرگان سخن میگوید. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند ماهی یونس، مرغ و شهباز، و عناصر طبیعی مانند خورشید و گردون، بیان میکند که چگونه میتواند هدایای ارزشمندی بفرستد، اما در نهایت به محدودیتهای خود اعتراف میکند.
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات قدیمی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۴۰ - به مجلس کو نزیل جود خویش است
به مجلس کو نزیل جود خویش است
کجا یارم که نزل دون فرستم ۱
اگرچه ماهی از یونس شرف یافت
به یونس فلس ماهی چون فرستم ۲
چه مرغم کز پی شهباز شیبت
قبا اطلس، کلاه اکسون فرستم ۳
کلاه از زرکش خورشید سازم
قبا از ازرق گردون فرستم ۴
کجا یارم که نزل دون فرستم ۱
اگرچه ماهی از یونس شرف یافت
به یونس فلس ماهی چون فرستم ۲
چه مرغم کز پی شهباز شیبت
قبا اطلس، کلاه اکسون فرستم ۳
کلاه از زرکش خورشید سازم
قبا از ازرق گردون فرستم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۴۱ - در مدح اقضیالقضاة علی و آمدن به عیادت خاقانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.