خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر (خاقانی) از تنهایی و انزوا خود مینالد و بیان میکند که تمام دوستان و همراهانش رفتهاند و او مانند ذرهای سرگردان یا نقطهای تنها در خط بغداد باقی مانده است. او از دوستانش که مانند ستارگان درخشان بودند یاد میکند و حال خود را با حروفی مانند قاف در قرآن مقایسه میکند که تنها مانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و ارجاعات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۳۸ - غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس
غصهٔ دل گفت خاقانی که از ابناء جنس
کس نماند و من به ناجنسان چنین واماندهام ۱
رهروان چون آفتاب آزاد و خندان رفتهاند
من چرا چون ذره سرگردان و دروا ماندهام ۲
همرهان بر جدول دجله چو مسطر راندهاند
من چو نقطه در خط بغداد یکتا ماندهام ۳
دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهاب
رفته و من چون سها در گوشه تنها ماندهام ۴
همرهند این پنج تن چون کاف و ها یا عین و صاد
یک تنه چون قاف والقرآن من اینجا ماندهام ۵
کس نماند و من به ناجنسان چنین واماندهام ۱
رهروان چون آفتاب آزاد و خندان رفتهاند
من چرا چون ذره سرگردان و دروا ماندهام ۲
همرهان بر جدول دجله چو مسطر راندهاند
من چو نقطه در خط بغداد یکتا ماندهام ۳
دوستانم قطب و شمس و نجم و بوالبدر و شهاب
رفته و من چون سها در گوشه تنها ماندهام ۴
همرهند این پنج تن چون کاف و ها یا عین و صاد
یک تنه چون قاف والقرآن من اینجا ماندهام ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۷ - خاقانیا به کعبه قسم یاد کن که من
گوهر بعدی:شماره ۲۳۹ - هر خشک و تر که داشتم از غم بسوختم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.