خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر (خاقانی) از سرنوشت و زمانه شکایت میکند که ابتدا او را با وعدههای فریبنده (رشتهٔ کژ) گمراه کرد و سپس هنگامی که او را در دام انداخت، همان رشتهها را به پای او بست. در پایان متوجه میشود که این رشتهها نه از جنس نخ، که از پولاد سخت بودهاند.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و استعاری دربارهٔ زندگی و سرنوشت است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از واژهها و تشبیهات برای کودکان نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۶ - رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا
رشتهٔ کژ داشتی در سر مگر خاقانیا
گر زمانه پای بندت ساخت ویحک داد بود ۱
از سرت بیرون کشید آن رشته در پایت ببست
چون فرو دیدی نه رشته کهن و پولاد بود ۲
گر زمانه پای بندت ساخت ویحک داد بود ۱
از سرت بیرون کشید آن رشته در پایت ببست
چون فرو دیدی نه رشته کهن و پولاد بود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - تارمویم به من نمود سپید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - جوی دل رفته دار خاقانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.