این متن شعری عرفانی است که به ستایش عشق الهی و جمال معنوی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عقل، عشق، جان، لوح محفوظ، ملائک، جبرئیل، مسیحا، کلیم، چرخ، سدره، منتها، طور موسی، شمس دین، احمد، و تبریز استفاده کرده است تا زیبایی و عظمت عشق الهی را توصیف کند. متن پر از استعارهها و تشبیههای عمیق است که نشاندهندهی عشق و شور معنوی شاعر به خداوند است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات و فلسفهی عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۴۴ - عقل دریابد تو را، یا عشق یا جان صفا؟
لوحِ مَحْفوظَت شِناسَد، یا مَلایک بر سَما؟ ۱
جِبْرِئیلَت خواب بینَد، یا مَسیحا یا کَلیم؟
چَرخ شاید جایِ تو، یا سِدرهها یا مُنتَها؟ ۲
طورِ موسی بارها خون گشت، در سودایِ عشق
کَزْ خداوند شَمسِ دین اُفْتَد به طور اَنْدَر صَدا ۳
پَرِ در پَرّ بافته، رَشکِ اَحَد گِردِ رُخَش
جانِ اَحمَد نَعره زَن از شوقِ او واشَوْقَنا ۴
غیرت و رَشکِ خدا،آتش زَنَد انَدْرَ دو کَوْن
گَر سَرِ مویی زِ حُسْنَش، بیحِجاب آید به ما ۵
از وَرایِ صد هزاران پَرده حَسنَش تافته
نَعرهها در جان فُتاده مَرحَبا شَهْ مَرحَبا ۶
سَجدهٔ تبریز را خَم درشُده سَروِ سَهی
غاشیهیْ تبریز را بَرداشته، جانِ سَها ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.