خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن اظهار پشیمانی از تولد و زندگی میکند و آرزو میکند که ای کاش هرگز به دنیا نمیآمد یا بلافاصله پس از تولد جان میسپرد. او از نبود نیکی در جهان و نبود کسی برای درمیان گذاشتن رازهایش شکایت دارد و از روزهای سخت حال و آینده مینالد.
متن حاوی مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند پشیمانی از زندگی، اندوه و ناامیدی است که درک و پردازش آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، این موضوعات میتوانند برای سنین پایینتر سنگین و نامناسب باشند.
شماره ۱۹۳ - ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی ۱
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی ۲
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی ۳
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی ۴
یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی ۱
چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی
کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی ۲
نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان
آخر کسی که رازی با او گشادمی ۳
امروز بس زدی پس و بسیار بدترم
فردا مباد گر بود او من مبادمی ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۲ - خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۴ - خود درشتی گر ببیند کور چشم و کور دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.