خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن حکایتی از کتابی درباره خلفا نقل میکند که در آن مامون دو بدره زر به ابراهیم موصلی میدهد، اما روز بعد آنها را پس میگیرد و این عمل را ناپسند میداند. سپس به بازی با کلمات و اصطلاحات نحوی میپردازد و نام احمد را به شیوهای خاص توصیف میکند.
متن دارای اصطلاحات ادبی و تاریخی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک بازی با کلمات و مفاهیم نحوی نیاز به دانش پایهای در زبان و ادبیات فارسی دارد.
شماره ۱۹۲ - خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
خواندم حکایتی ز کتابی که جمع کرد
اندر حکایت خلفا زید باهلی ۱
گفتا که داد مامون یک شب دو بدره زر
بر نغمت سحاق براهیم موصلی ۲
کس کرد و باز خواست دگر روز بدرهها
گفتا فساد باشد و نوعی ز جاهلی ۳
«هو ینصرف» لقبش نهادند مردمان
واندر زبان گرفتش هر کس به مدخلی ۴
لاینصرف تویی ز بزرگان روزگار
وینک ز نام خویش مر این را دلایلی ۵
در نحو وزن افعل لاینصرف بود
نام تو احمدست به میزان افعلی ۶
اندر حکایت خلفا زید باهلی ۱
گفتا که داد مامون یک شب دو بدره زر
بر نغمت سحاق براهیم موصلی ۲
کس کرد و باز خواست دگر روز بدرهها
گفتا فساد باشد و نوعی ز جاهلی ۳
«هو ینصرف» لقبش نهادند مردمان
واندر زبان گرفتش هر کس به مدخلی ۴
لاینصرف تویی ز بزرگان روزگار
وینک ز نام خویش مر این را دلایلی ۵
در نحو وزن افعل لاینصرف بود
نام تو احمدست به میزان افعلی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - در هجای شهابی: مرا شهابی گر هجو کرد صد خروار
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.