خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی است که از جدایی از خود و رسیدن به وحدت با معشوق الهی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که با فنا شدن در عشق الهی، از غم و اندوه رها شده و به شادی و مستی معنوی رسیده است. او از رهایی از نیک و بد و طاعت و فساد سخن میگوید و تأکید میکند که در این سفر معنوی، راهها به رویش گشوده شده و به مقصود رسیده است.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۲۸ - ما را سفری فتاد بیما
ما را سَفَری فُتاد بیما
آن جا دلِ ما گُشاد بیما ۱
آن مَهْ که زِ ما نَهان هَمیشُد
رُخ بر رُخِ ما نَهاد بیما ۲
چون در غَمِ دوست جان بِدادیم
ما را غَمِ او بِزاد بیما ۳
ماییم همیشه مَستْ بی میْ
ماییم همیشه شادْ بیما ۴
ما را مَکُنید یاد هرگز
ما خود هستیم یاد بیما ۵
بی ما شُدهایم شاد، گوییم
ای ما که همیشه باد بیما ۶
دَرها همه بسته بود بَر ما
بُگْشود چو راه داد بیما ۷
با ما دلِ کیْقُباد بَندهست
بَندهست چو کیقُباد بیما ۸
ماییم زِ نیک و بَد رَهیده
از طاعَت و از فساد بیما ۹
آن جا دلِ ما گُشاد بیما ۱
آن مَهْ که زِ ما نَهان هَمیشُد
رُخ بر رُخِ ما نَهاد بیما ۲
چون در غَمِ دوست جان بِدادیم
ما را غَمِ او بِزاد بیما ۳
ماییم همیشه مَستْ بی میْ
ماییم همیشه شادْ بیما ۴
ما را مَکُنید یاد هرگز
ما خود هستیم یاد بیما ۵
بی ما شُدهایم شاد، گوییم
ای ما که همیشه باد بیما ۶
دَرها همه بسته بود بَر ما
بُگْشود چو راه داد بیما ۷
با ما دلِ کیْقُباد بَندهست
بَندهست چو کیقُباد بیما ۸
ماییم زِ نیک و بَد رَهیده
از طاعَت و از فساد بیما ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۷ - کو مطرب عشق چست دانا؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹ - مشکن دل مرد مشتری را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.