این متن بیانگر احساسات شاعر دربارهی زندگی و تقدیر است. شاعر از بوی دود درمنه به عنوان نمادی از سختیها یاد میکند و اشاره میکند که کسی که درم ندارد (ثروتمند نیست) چنین حالتی دارد. او با وجود بیسیم بودن (احتمالاً بیپناهی)، همیشه شکرگزار است و از ملازم خود میخواهد که تقاضا نکند. همچنین، شاعر به گردون (آسمان یا تقدیر) اشاره میکند و میپرسد اگر گردون به کام او نچرخد، چه میتوان گفت و از برده خود میخواهد که بر درم نکوبد.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتزاعی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و نمادهای قدیمی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر نامفهوم باشد.
شماره ۱۶۵ - بخور من بود دود درمنه
چنین باشد کسی را کو درم نه ۱
چو بی سیمم ولی دایم به شکرم
تقاضا گر ملازم بر درم نه ۲
اگر گردون به کام من نگردد
چه گویی بردهٔ خود بر درم نه ۳
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.