خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به ستایش فلک و خورشید می‌پردازد و از تأثیرات آن بر خود سخن می‌گوید. او احساس سرما و گرمای متضاد را توصیف می‌کند و به حرکات رقص‌مانند خود اشاره دارد. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که برای دیدن خورشید (نماد روشنایی و امید) نزد فلک آمده است تا از غم رهایی یابد.

این متن دارای مفاهیم نمادین و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات قدیمی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۴ - ای فلک شمس شرف جاه تو

ای فلک شمس شرف جاه تو
باد بر افزون چو مه یکشبه ۱

بر تنم از سرما آمد فراز
پوست بر آن سان که بر آتش دبه ۲

شد کتفم رقص کنان می‌زنم
سنج به دندان و به لب دبدبه ۳

نزد تو زان آمدم ایرا که هست
دیدن خورشید غم بی‌جبه ۴
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) قالب: قصیده تعداد ابیات: ۴ ۴۹۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۳ - گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان
گوهر بعدی:شماره ۱۶۵ - بخور من بود دود درمنه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.