خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر به توصیف معشوق و زیباییهای او میپردازد. از ابروی معشوق به عنوان قبله دل یاد میکند و از زلف پیچدار، بوی خوش، و خوی او تمجید مینماید. شاعر همچنین از مفاهیمی مانند بهشت، جادو، و نمادهای طبیعت مانند شیر فلک و آهو برای توصیف معشوق استفاده میکند. در پایان، به سلطان بهرامشاه و قدرت او اشاره میشود.
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۶ - در مدح بهرامشاه
خواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او
زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او ۱
قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او
دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او ۲
شیر فلک را شدست از پی کسب شرف
مسجد حاجت روا خاک سر کوی او ۳
تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا
عید همی بین و قدر در شکن موی او ۴
بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی
رحمت درمان این زحمت داروی او ۵
جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش
از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او ۶
سایهٔ گیسوش را دار غنیمت که دل
کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او ۷
شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک
تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او ۸
قبله اگر چه بسیست از پی احرام دل
چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او ۹
شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه
سجدهگه و قبلهگاه دایرهٔ روی او ۱۰
سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست
گردن گردان زدن بازی بازوی او ۱۱
از پی تشریف خویش در همه چین و ختا
بچهٔ یک ترک نیست ناشده هندوی او ۱۲
زان که نسازد همی قبلهٔ دل سوی او ۱
قبلهٔ عقلست و نقل پیچ و خم زلف او
دایهٔ حورست و روح بوی خوش و خوی او ۲
شیر فلک را شدست از پی کسب شرف
مسجد حاجت روا خاک سر کوی او ۳
تاز دو عید و یکی قدر چه خیزد ترا
عید همی بین و قدر در شکن موی او ۴
بر سر کوی دل آی تا یابد یک دمی
رحمت درمان این زحمت داروی او ۵
جادو اگر در بهشت نبود پس در رخش
از چه بهشتی شدست نرگس جادوی او ۶
سایهٔ گیسوش را دار غنیمت که دل
کیسه بسی دوختست در خم گیسوی او ۷
شیر فلک شد به شرط روبه بازی از آنک
تا به کف آرد مگر چشم چو آهوی او ۸
قبله اگر چه بسیست از پی احرام دل
چشم سنایی نساخت قبله جز ابروی او ۹
شد ز پی دین و جاه چون سم شبدیز شاه
سجدهگه و قبلهگاه دایرهٔ روی او ۱۰
سلطان بهرامشاه آنکه گه زور هست
گردن گردان زدن بازی بازوی او ۱۱
از پی تشریف خویش در همه چین و ختا
بچهٔ یک ترک نیست ناشده هندوی او ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسف
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.