این شعر به توصیف زیباییها و ویژگیهای یک شخصیت محبوب و دوستداشتنی میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، لب، چشم، ابرو و دیگر اعضای صورت این شخصیت را ستایش میکند. همچنین، به قدرت و هیبت این شخصیت اشاره شده و او را با عناصری مانند فرشته، دیو، سلطان و بهشت مقایسه میکند. در پایان، نام سلطان بهرامشاه به عنوان شخصیت مورد ستایش ذکر شده است.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و ادبی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۵۵ - در مدح بهرامشاه
پستهٔ دربار او لعل گهر پوش او ۱
کی به اشارت ز دور چشم ببیند لبش
زان که نداند همی شکل لبش هوش او ۲
چشم کجا بیندش از ره صورت از آنک
هست نهان جای عقل در لب خاموش او ۳
جای فرشتست و دیو چشم قوی خشم او
حجلهٔ عقلست و جان گوش سخن کوش او ۴
گشت پر از ابرویم چشم جهانی از آنک
خرمن مهرست و ماه قند ز شب پوش او ۵
مایه قهرست و لطف ناوک دلدوز او
پایهٔ کفرست و دین جوشن و شب پوش او ۶
از سر شوخی و ناز برکشد او چشم تو
گر تو ز زور و دروغ بر نکشی گوش او ۷
دی چو سناییش دید نیک بر بندگیش
تا به ابد مانده گیر غاشیه بر دوش او ۸
در هوس هجر او دوزخیانند خلق
شاه بهشتست و بس از بر و آغوش او ۹
سلطان بهرامشاه آنکه بود روز صید
کرکس و شیر فلک پشه و خرگوش او ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.