خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از زندگی بیقید و بند و لذتجویانه خود سخن میگوید و از زهد و فضیلتهای ظاهری دوری میکند. او میگوید که تنها می و معشوق را در جهان میپسندد و دیگر چیزها را بیارزش میداند. در پایان، از رفیق خود میخواهد که به یاد او جام می بنوشد.
محتوا شامل اشاره به مصرف می و زندگی بیقید و بند است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شماره ۱۱۰ - چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
نخواهم نیز عاقل بود و فرناس ۱
مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل
چه خواهم کرد زهد و فضل عباس ۲
بیاور طاس می بر دست من نه
به جای چنگ بر زن طاس بر طاس ۳
قرین و جنس من خمار و مطرب
بسندهست از همه اقران و اجناس ۴
مرا باید خراباتی شناسد
خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس ۵
می است الماس و گوهر شادمانی
نگردد سفته گوهر جز به الماس ۶
می و معشوق را بگزین به عالم
جز این دیگر همه رزق است و ریواس ۷
چه خواهم برد از دنیا به آخر
دلی پر حسرت و یک جامه کرباس ۸
چه گویید اندرین معنی که گفتم
اجیبوا ما سالتم ایها الناس ۹
رفیقا جام می بر یاد من خور
که زیر آسیای غم شدم آس ۱۰
نخواهم نیز عاقل بود و فرناس ۱
مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل
چه خواهم کرد زهد و فضل عباس ۲
بیاور طاس می بر دست من نه
به جای چنگ بر زن طاس بر طاس ۳
قرین و جنس من خمار و مطرب
بسندهست از همه اقران و اجناس ۴
مرا باید خراباتی شناسد
خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس ۵
می است الماس و گوهر شادمانی
نگردد سفته گوهر جز به الماس ۶
می و معشوق را بگزین به عالم
جز این دیگر همه رزق است و ریواس ۷
چه خواهم برد از دنیا به آخر
دلی پر حسرت و یک جامه کرباس ۸
چه گویید اندرین معنی که گفتم
اجیبوا ما سالتم ایها الناس ۹
رفیقا جام می بر یاد من خور
که زیر آسیای غم شدم آس ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۹ - ای خداوند قایم قدوس
گوهر بعدی:شماره ۱۱۱ - ای مرد سفر در طلب زاد سفر باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.