خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از محتشم کاشانی، بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درد فراق است. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر دلهای عاشقان سخن میگوید و از سوزش دلها و اشتیاق بیپایان آنان مینالد. همچنین، اشارهای به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر بینندگان دارد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و احساسی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
شماره ۵۶ - شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
چون روان بر سر کویت نبود پای همه ۱
بر آتش که شده کوی تو جای همه کس
وای اگر بر دل گرم تو بود جای همه ۲
آنچه در آینهٔ روی تو من میبینم
گر ببیند همهکس وای من و وای همه ۳
آه من در صف عشاق به گردون شده آه
گر چنین دود کند آتش سودای همه ۴
دامن خلعت لطف تو دراز آمده وای
اگر این جامه شود راست به بالای همه ۵
چه شناسی تو ز اندوده مس قلب دلان
بر محک تا نزنی نقد تمنای همه ۶
محتشم رفع گمان کن که بنا بر غرضی است
آن مه مملکت آشوب دلارای همه ۷
چون روان بر سر کویت نبود پای همه ۱
بر آتش که شده کوی تو جای همه کس
وای اگر بر دل گرم تو بود جای همه ۲
آنچه در آینهٔ روی تو من میبینم
گر ببیند همهکس وای من و وای همه ۳
آه من در صف عشاق به گردون شده آه
گر چنین دود کند آتش سودای همه ۴
دامن خلعت لطف تو دراز آمده وای
اگر این جامه شود راست به بالای همه ۵
چه شناسی تو ز اندوده مس قلب دلان
بر محک تا نزنی نقد تمنای همه ۶
محتشم رفع گمان کن که بنا بر غرضی است
آن مه مملکت آشوب دلارای همه ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۵ - چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
گوهر بعدی:شماره ۵۷ - دارم از دست تو بر سر افسر بیغیرتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.