خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که در آن شاعر از شادی، عشق و زیبایی سخن می‌گوید و از غم و اندوه می‌گریزد. او از یار و رخسارش یاد می‌کند و از دل و دف می‌خواهد تا از غم بنالند. شاعر همچنین به عشق و زیبایی خسرو و فرهاد اشاره می‌کند و از شیرینی عشق سخن می‌گوید.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اشارات ادبی مانند خسرو و فرهاد نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت می‌شود.

مشاهده کامل

غزل ۸۸ - شاد آمدی ای مه رو، ای شادی جان شاد آ

شاد آمدی ای مَهْ رو، ای شادیِ جانْ شاد آ
تا بود چُنین بودی، تا باد چُنان بادا ۱

ای صورتِ هر شادی، اَنْدَر دلِ ما یادی
ای صورتِ عشقِ کُل، اَنْدَر دِل ما یاد آ ۲

بیرون پَر از این طِفْلی ما را بِرَهان ای جان
از مِنَّتِ هر داد و وَزْ غُصّهٔ هر دادا ۳

ما چَنگ زدیم از غَم، در یار و رُخانِ ما
ای دَفْ تو بِنال از دل، وِیْ نایْ به فریاد آ ۴

ای دل تو که زیبایی، شیرین شو از آن خُسرو
وَرْ خُسروِ شیرینی، در عشقْ چو فرهاد آ ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۷ - جانا سر تو یارا، مگذار چنین ما را
گوهر بعدی:غزل ۸۹ - یک پند ز من بشنو، خواهی نشوی رسوا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.