خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از نمادها و استعارههای مختلف، مفاهیم معنوی و عرفانی مانند ظهور منجی، رهایی از بندها، تجلی نور الهی و بشارت به محبوسان جسمانی را بیان میکند. در این شعر، عناصر طبیعت مانند بهار، درختان و گلها به عنوان نمادهایی از حیات، رستاخیز و تجلی الهی استفاده شدهاند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و نمادهای پیچیده است که برای درک کامل آن، نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۷۰ - برات آمد، برات آمد، بنه شمع براتی را
بَرات آمد، بَرات آمد، بِنِه شمعِ بَراتی را
خَضِر آمد، خَضِر آمد، بیار آبِ حَیاتی را ۱
عُمَر آمد، عُمَر آمد، ببین سَرزیرْ شیطان را
سَحَر آمد، سَحَر آمد، بِهِل خوابِ سُباتی را ۲
بهار آمد، بهار آمد، رَهیده بین اسیران را
به بُستان آ، به بُستان آ، بِبین خَلْقِ نَجاتی را ۳
چو خورشیدِ حَمَل آمد، شُعاعَش در عَمَل آمد
بِبین لَعْلِ بَدَخشان را و یاقوتِ زَکاتی را ۴
همان سُلطانْ، همان سُلطان، که خاکی را نَبات آرد
بِبَخشد جانْ، بِبَخشد جانْ،نِگارانِ نَباتی را ۵
درختان بینْ، درختان بین، همه صایِمْ همه قایِم
قبول آمد، قبول آمد، مُناجاتِ صَلاتی را ۶
زِ نوراَفْشان،زِ نوراَفْشان،نَتانی دید ذاتَش را
بِبین باریْ، بِبین باری، تَجَلّی صِفاتی را ۷
گُلِستان را، گُلِستان را،خُماری بُد زِ جورِ دِیْ
فرستاد او، فرستاد او، شَراباتِ نَباتی را ۸
بِشارت دِهْ، بِشارت دِهْ، به مَحبوسانِ جسمانی
که حَشْر آمد، که حَشر آمد، شَهیدانِ رُفاتی را ۹
شقایق را، شقایق را، تو شاکِر بین و گُفتی نی
تو هم نو شو، تو هم نو شو، بِهِل نُطْقِ بَیاتی را ۱۰
شکوفه و میوهٔ بُستان، بَراتِ هر درخت آمد
که بیخَم نیست پوسیده، بِبین وَصلِ سَماتی را ۱۱
زبانِ صِدق و بَرقِ رو، بَراتِ مومنان آمد
که جانَم واصِلِ وصل است و هِشته بیثَباتی را ۱۲
خَضِر آمد، خَضِر آمد، بیار آبِ حَیاتی را ۱
عُمَر آمد، عُمَر آمد، ببین سَرزیرْ شیطان را
سَحَر آمد، سَحَر آمد، بِهِل خوابِ سُباتی را ۲
بهار آمد، بهار آمد، رَهیده بین اسیران را
به بُستان آ، به بُستان آ، بِبین خَلْقِ نَجاتی را ۳
چو خورشیدِ حَمَل آمد، شُعاعَش در عَمَل آمد
بِبین لَعْلِ بَدَخشان را و یاقوتِ زَکاتی را ۴
همان سُلطانْ، همان سُلطان، که خاکی را نَبات آرد
بِبَخشد جانْ، بِبَخشد جانْ،نِگارانِ نَباتی را ۵
درختان بینْ، درختان بین، همه صایِمْ همه قایِم
قبول آمد، قبول آمد، مُناجاتِ صَلاتی را ۶
زِ نوراَفْشان،زِ نوراَفْشان،نَتانی دید ذاتَش را
بِبین باریْ، بِبین باری، تَجَلّی صِفاتی را ۷
گُلِستان را، گُلِستان را،خُماری بُد زِ جورِ دِیْ
فرستاد او، فرستاد او، شَراباتِ نَباتی را ۸
بِشارت دِهْ، بِشارت دِهْ، به مَحبوسانِ جسمانی
که حَشْر آمد، که حَشر آمد، شَهیدانِ رُفاتی را ۹
شقایق را، شقایق را، تو شاکِر بین و گُفتی نی
تو هم نو شو، تو هم نو شو، بِهِل نُطْقِ بَیاتی را ۱۰
شکوفه و میوهٔ بُستان، بَراتِ هر درخت آمد
که بیخَم نیست پوسیده، بِبین وَصلِ سَماتی را ۱۱
زبانِ صِدق و بَرقِ رو، بَراتِ مومنان آمد
که جانَم واصِلِ وصل است و هِشته بیثَباتی را ۱۲
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۹ - چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
گوهر بعدی:غزل ۷۱ - اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.