خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و هجران معشوق خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که بدون معشوق، زندگی برایش بی‌معناست و حتی مرگ را به هجران ترجیح می‌دهد. شاعر از درد فراق و ناراحتی‌های ناشی از دوری معشوق می‌گوید و از او می‌خواهد که به او بازگردد. در پایان، شاعر از موسیقی و نواختن سازها برای تسکین درد خود یاد می‌کند.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، مفاهیمی مانند مرگ و هجران نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً در سنین بالاتر شکل می‌گیرد.

مشاهده کامل

غزل ۶۹ - چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا

چه باشد گَر نگارینَم بگیرد دستِ من فردا
ز روزَن سَر دَرآویزَد چو قُرصِ ماهِ خوش سیما ۱

دَرآیَد جانْ فَزایِ من گُشایَد دست و پایِ من
که دستَم بَست و پایَم هَم کَفِ هِجْرانِ پابَرجا ۲

بِدو گویم به جانِ تو که بی‌تو ای حَیاتِ جان
نه شادم می‌کُند عِشرَت نه مَستم می‌کُند صَهْبا ۳

وَگَر از نازْ او گوید بُرو از من چه می‌خواهی؟
زِ سودایِ تو می‌تَرسَم که پیوندد به من سودا ۴

بَرَم تیغ و کَفَنْ پیشَش چو قُربانی نَهَم گَردن
که از من دَردِسَر داری مرا گَردن بِزَن عَمْدا ۵

تو می‌دانی که من بی‌تو نخواهم زندگانی را
مرا مُردن بِهْ از هِجْران به یَزدان کَاخْرَجَ اَلْمَوْتی’ ۶

مرا باور نمی‌آمد که از بَنده تو بَرگردی
همی‌گفتم اَراجیف است و بُهتانْ گُفته‌ی اَعْدا ۷

تویی جانِ من و بی‌جانْ ندانم زیستْ من باری
تویی چَشمِ من و بی‌تو ندارم دیده‌ی بینا ۸

رَها کُن این سُخن‌ها را بِزَن مُطرب یکی پَرده
رَباب و دَف به پیش آور اگر نَبْوَد تو را سُرنا ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۸ - چو شست عشق در جانم، شناسا گشت شستش را
گوهر بعدی:غزل ۷۰ - برات آمد، برات آمد، بنه شمع براتی را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.