خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید و از درد هجران و جدایی شکایت میکند. شاعر از عشق به معشوق و تأثیرات آن بر دل و جان خود میگوید و از این که چرا معشوق او را رنج میدهد، سوال میپرسد.
این متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایینتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۵۰ - ای بگرفته از وفا گوشه، کران چرا؟ چرا؟
ای بِگِرفته از وَفا گوشه، کَرانْ چرا؟ چرا؟
بر منِ خَسته کردهیی رویْ گِرانْ چرا؟ چرا؟ ۱
بر دِل من که جایِ توست، کارگَهِ وَفایِ تست
هر نَفَسی هَمیزَنی، زَخمِ سِنانْ چرا؟ چرا؟ ۲
گوهرِ نو به گوهری، بُرد سَبَق زِ مُشتری
جان وجهان هَمیبَری جان و جهانْ چرا؟ چرا؟ ۳
چَشمهٔ خِضْر وکوثری، زابِ حیاتْ خوشتری
ز آتشِ هَجرِ تو مَنَم خُشک دهانْ چرا؟ چرا؟ ۴
مِهرِ تو جان نَهان بُوَد، مُهرِ تو بینشان بُوِد
در دِل من زِ بَهرِ تو نَقش و نشانْ چرا؟ چرا؟ ۵
گفت که جانِ جانْ مَنَم، دیدنِ جانْ طَمَع مَکُن
ای بِنِموده رویِ تو صورتِ جانْ چرا؟ چرا؟ ۶
ای تو به نورْ مُستّقِل، وِیْ زِ تو اَخْتَرانْ خَجِل
بَس دودلی میانِ دلْ زَ ابْرِ گُمانْ چرا؟ چرا؟ ۷
بر منِ خَسته کردهیی رویْ گِرانْ چرا؟ چرا؟ ۱
بر دِل من که جایِ توست، کارگَهِ وَفایِ تست
هر نَفَسی هَمیزَنی، زَخمِ سِنانْ چرا؟ چرا؟ ۲
گوهرِ نو به گوهری، بُرد سَبَق زِ مُشتری
جان وجهان هَمیبَری جان و جهانْ چرا؟ چرا؟ ۳
چَشمهٔ خِضْر وکوثری، زابِ حیاتْ خوشتری
ز آتشِ هَجرِ تو مَنَم خُشک دهانْ چرا؟ چرا؟ ۴
مِهرِ تو جان نَهان بُوَد، مُهرِ تو بینشان بُوِد
در دِل من زِ بَهرِ تو نَقش و نشانْ چرا؟ چرا؟ ۵
گفت که جانِ جانْ مَنَم، دیدنِ جانْ طَمَع مَکُن
ای بِنِموده رویِ تو صورتِ جانْ چرا؟ چرا؟ ۶
ای تو به نورْ مُستّقِل، وِیْ زِ تو اَخْتَرانْ خَجِل
بَس دودلی میانِ دلْ زَ ابْرِ گُمانْ چرا؟ چرا؟ ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹ - با تو حیات و زندگی، بیتو فنا و مردنا
گوهر بعدی:غزل ۵۱ - گر تو ملولی ای پدر، جانب یار من بیا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.