خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق و عاشقی، جدایی، و انتظار برای وصال سخن می‌گوید. شاعر از عشق به عنوان منبع اصلی زندگی و درد یاد می‌کند و از تأثیرات آن بر زندگی خود و دیگران می‌گوید. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیم عرفانی و معنوی مانند عشق الهی و جدایی از معشوق وجود دارد.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۴۸ - ماه درست را ببین، کو بشکست خواب ما

ماهِ دُرُست را بِبین، کو بِشِکَست خوابِ ما
تافت زِ چَرخِ هفتُمین، در وَطَنِ خَرابِ ما ۱

خوابْ بِبَر زِ چَشمِ ما، چون زِ تو روز گشت شب
آب مَدِه به تشنگان، عشق بَس است آبِ ما ۲

جُملهٔ رَهْ چَکیده خون، از سَرِ تیغِ عشق او
جُملهٔ کو گرفته بو، از جِگَرِ کَبابِ ما ۳

شِکَّرِ باکَرانه را، شِکَّر بی‌کَرانه گفت
غِرّه شُدی به ذوقِ خود، بِشْنو این جوابِ ما ۴

روتُرشی چرا، مَگَر صاف نَبُد شرابِ تو؟
 از پِیِ اِمْتِحان بِخور، یک قَدَح از شرابِ ما ۵

تا چه شوند عاشقان، روزِ وصالْ ای خدا
چون که زِ هم بِشُد جهان، از بُتِ بانِقابِ ما ۶

از تبریزْ شمس دین روی نمود عاشقان
ای که هزار آفرین بر مَه و آفتابِ ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۷ - ای که تو ماه آسمان، ماه کجا و تو کجا؟
گوهر بعدی:غزل ۴۹ - با تو حیات و زندگی، بی‌تو فنا و مردنا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.