خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق میپردازد. او از حسرت دیدار معشوق و تأثیر عمیق نگاه و رفتار او بر خود سخن میگوید و اعلام میکند که حاضر است برای عشقش همه چیز را فدا کند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی از عبارات مانند 'آرزوی مردن' و 'غمزهٔ خونخوار' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
گزیدهٔ غزل ۵۷۵ - از غزل های شامل قران السعد ین
ای زندگانی بخش من ، لعل شکر گفتار تو
در آرزوی مردنم ، از حسرت دیدار تو
معذوری از زلف سیه، پوشی بران روی چو مه
سیری ندارد هیچگه، خون دیده از دیدار تو
گیرم ترا زین چشم تر ، دشوار میآید نظر
بیرون کنم دیده زسر ،آسان کنم دشوار تو
زین پس به خوبان ننگرم ، در کوی ایشان نگذرم
گر هیچ یک ره جان برم، از غمزهٔ خونخوار تو
در کوی تو بر هر دری ، افتاده می بینم سری
این نیست کار دیگری ، این کار تست این کار تو
در آرزوی مردنم ، از حسرت دیدار تو
معذوری از زلف سیه، پوشی بران روی چو مه
سیری ندارد هیچگه، خون دیده از دیدار تو
گیرم ترا زین چشم تر ، دشوار میآید نظر
بیرون کنم دیده زسر ،آسان کنم دشوار تو
زین پس به خوبان ننگرم ، در کوی ایشان نگذرم
گر هیچ یک ره جان برم، از غمزهٔ خونخوار تو
در کوی تو بر هر دری ، افتاده می بینم سری
این نیست کار دیگری ، این کار تست این کار تو
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۴ - شویم ز گریه روی زمین را که هست حیف
گوهر بعدی:غزل ۵۷۶ - گفتی که بدین زاری از بهر که می میری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.