خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد عشق و فراق میگوید. او در شبهای طولانی به یاد معشوقش میگرید و از غم هجران مینالد. با وجود درد و رنج، گاهی نیز به حالت خود میخندد. این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و غمانگیز است.
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۴۶۲ - دوش میرفت وآه میکردم
دوش میرفت وآه میکردم
در پی او نگاه میکردم
هر دم از خون دیده در پی او
قاصدی رو به راه میکردم
شب همه شب ز دود سینهٔ خویش
سرمه در چشم ماه میکردم
ناوک غمزه در دلم میزد
من دل خسته آه میکردم
گریه میکردم و به حالت خویش
خنده هم گاهگاه میکردم
در پی او نگاه میکردم
هر دم از خون دیده در پی او
قاصدی رو به راه میکردم
شب همه شب ز دود سینهٔ خویش
سرمه در چشم ماه میکردم
ناوک غمزه در دلم میزد
من دل خسته آه میکردم
گریه میکردم و به حالت خویش
خنده هم گاهگاه میکردم
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۶۱ - سرشکم گفت در وقتی که میغلتید بر رویم
گوهر بعدی:غزل ۴۶۳ - روا مدار که از دیدنت شوم محروم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.