خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بیانگر درد و رنج عاشقانه است، که در آن شاعر از دلتنگی و ناراحتی خود میگوید و کسی را که بر عاشقان میخندد، مستحق گریه میداند. همچنین، شاعر خود را در برابر عشق ناتوان میبیند و با تشبیهاتی مانند «کوه البرز و پشه حمالش» به ضعف خود اشاره میکند.
متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۴۱۳ - رفت دل نیست روشنم حالش
رفت دل نیست روشنم حالش
برو ای جان تو هم بدنبالش
هر که بر حال عاشقان خندد
گریهای واجبست بر حالش
من مسکین نه مرد درد توأم
کوه البرز و پشه حمالش !
برو ای جان تو هم بدنبالش
هر که بر حال عاشقان خندد
گریهای واجبست بر حالش
من مسکین نه مرد درد توأم
کوه البرز و پشه حمالش !
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۲ - مکن ضایع طبیبا مرهم خویش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۴ - آنکه از جان دو ستر میدارمش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.