خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد فراق شکایت میکند و بیان میکند که حتی طبیب نیز نمیتواند مرهمی برای درد او باشد، چرا که او از سوختن در آتش فراق لذت میبرد.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و درد فراق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
غزل ۴۱۲ - مکن ضایع طبیبا مرهم خویش
مکن ضایع طبیبا مرهم خویش
که خوش می سوزم از داغ فراقش
که خوش می سوزم از داغ فراقش
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۱ - دل من رفت نتوان یافت بازش
گوهر بعدی:غزل ۴۱۳ - رفت دل نیست روشنم حالش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.