خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر در وصف زیبایی و جمال معشوق سروده شده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبایی مانند شمع، خورشید، و گلستان، به توصیف رخسار و جمال معشوق میپردازد و از تأثیرات آن بر جهان و زمانه سخن میگوید. همچنین، شاعر از غم و اندوهی که در زندگی دارد، شکایت میکند و از معشوق میخواهد که او را از خود دور نکند.
این شعر دارای مضامین عاشقانه و غنایی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۹۶ - ای شمع رخ تو مطلع نور
ای شمع رخ تو مطلع نور
زین حسن و جمال چشم بددور
با پرتو عارض توخورشید
چون شمع درآفتاب بی نور
رخسار تو در جهان فروزی
مانندهٔ آفتاب مشهور
از روی تو شام صبح گردد
ور زلف تو صبح شام دیجور
انگیخته شام را ز خورشید
آمیخته مشک را ز کافور
از دست غم ت در زمانه
یک خانهٔ دل نماند معمور
خاطر نرود به گلستانی
آن را که جمال تست منظور
خسرو که همیشه بردر تست
ازدرگه خود مکن ورا دور
زین حسن و جمال چشم بددور
با پرتو عارض توخورشید
چون شمع درآفتاب بی نور
رخسار تو در جهان فروزی
مانندهٔ آفتاب مشهور
از روی تو شام صبح گردد
ور زلف تو صبح شام دیجور
انگیخته شام را ز خورشید
آمیخته مشک را ز کافور
از دست غم ت در زمانه
یک خانهٔ دل نماند معمور
خاطر نرود به گلستانی
آن را که جمال تست منظور
خسرو که همیشه بردر تست
ازدرگه خود مکن ورا دور
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۵ - در چشمهٔ خورشید اگر آبی ندیدستی گهی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۷ - ای لعل لبت چو بر شکر شیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.