خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از نرسیدن بوی معشوق، نشنیدن سخنان او و ناکامیهای عاشقانه خود گلایه میکند. او از گذر عمر بدون رسیدن به آرزوها و از دست دادن جوانی در پیچوخم عشق افسوس میخورد و احساس میکند که بخت یارش نبوده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۳۸۲ - باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید
باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید
پنهان سخنی از لب یارم نرسانید
فریاد من خسته رسانید به کویش
فریاد که در گوش نگارم نرسانید
افسوس که بگذشت همه عمر به افسوس
بخت آرزوی دل به کنارم نرسانید
ایام جوانی به سرزلف بتان شد
اقبال به سر رشتهٔ کارم نرسانید
چو بلبل دی با نفق سرد به مردم
ایام به گلهای بهارم نرسانید
پنهان سخنی از لب یارم نرسانید
فریاد من خسته رسانید به کویش
فریاد که در گوش نگارم نرسانید
افسوس که بگذشت همه عمر به افسوس
بخت آرزوی دل به کنارم نرسانید
ایام جوانی به سرزلف بتان شد
اقبال به سر رشتهٔ کارم نرسانید
چو بلبل دی با نفق سرد به مردم
ایام به گلهای بهارم نرسانید
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۱ - ای همرهان که اگه از آن رفتهٔ منید
گوهر بعدی:غزل ۳۸۳ - بیداد غم از دلم بگوید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.