خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تضاد بین زیبایی و حیات بخشی گل در جهان و رنج خود از بوی گل که یادآور فردی دیگر است و باعث از دست رفتن جانش میشود، سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد.
غزل ۳۴۱ - شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم
شد جهان زنده به بوی گل ولی من چون زیم
کز گلم بوی کسی میآید و جان می رود
کز گلم بوی کسی میآید و جان می رود
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۰ - بازآن سوار مست به نخجیر میرود
گوهر بعدی:غزل ۳۴۲ - عمری در آرزوی تو رفتست و میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.