خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به ناپایداری و بیوفایی دنیا اشاره دارد و بیان میکند که جهان پر از رنج و ناامیدی است و هیچ چیز پایدار نیست. همچنین، از بیعدالتی و نبود جایگاه مناسب برای افراد در این دنیا سخن میگوید.
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۲۱۲ - فلک با کس دل یکتا ندارد
فلک با کس دل یکتا ندارد
زصد دیده یکی بینا ندارد ۱
درخت دهر سر تا پای خار است
تو گل جویی و او اصلا ندارد ۲
جهان از مردمی ها مردمان را
نویدی میدهد اما ندارد ۳
کسی از هفت بام چرخ بگذشت
که باغ هشتدر ماوا ندارد ۴
کسی کاین جا مربع می نشیند
در ایوان مثمن جا ندارد ۵
چرا خسرو نیندیشی تو امروز
از آن فردا که پس فردا ندارد ۶
زصد دیده یکی بینا ندارد ۱
درخت دهر سر تا پای خار است
تو گل جویی و او اصلا ندارد ۲
جهان از مردمی ها مردمان را
نویدی میدهد اما ندارد ۳
کسی از هفت بام چرخ بگذشت
که باغ هشتدر ماوا ندارد ۴
کسی کاین جا مربع می نشیند
در ایوان مثمن جا ندارد ۵
چرا خسرو نیندیشی تو امروز
از آن فردا که پس فردا ندارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۱ - مرا چون می کشی جانا شفاعت میکند جانم
گوهر بعدی:غزل ۲۱۳ - با ما سخن سمن مگویید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.