هوش مصنوعی: در این شعر، حافظ از مفاهیم عرفانی و اخلاقی مانند فقر، عشق، و آزادگی سخن می‌گوید. او از میخانه و رندان قلندر به عنوان نمادهایی از بی‌اعتنایی به دنیا و قدرت‌های مادی یاد می‌کند و بر اهمیت درک حقیقت و پرهیز از گمراهی تأکید دارد. همچنین، او به سلطنت فقر اشاره می‌کند که از نظر او ارزشمندتر از قدرت دنیوی است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.

غزل ۴۸۸ - سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی

سَحرم هاتف میخانه به دولت‌خواهی
گفت باز آی که دیرینهٔ این درگاهی ۱

همچو جَم جرعهٔ ما کَش که ز سِرّ دو جهان
پرتو جام جهان‌بین دهدَت آگاهی ۲

بر در میکده رندان قلندر باشند
که سِتانند و دهند افسر شاهنشاهی ۳

خشت، زیر سر و بر تارَک هفت‌اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحب‌جاهی ۴

سَر ما و در میخانه که طرف بامش
به فلک بَر شد و دیوار بدین کوتاهی ۵

قطع این مرحله بی‌همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی ۶

اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل
کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی ۷

تو دم فقر ندانی زدن از دست مده
مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی ۸

حافظِ خام‌طمع! شرمی از این قصّه بدار
عملت چیست که فردوس بَرین می‌خواهی‌؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۰۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۷ - ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی
گوهر بعدی:غزل ۴۸۹ - ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.