خلاصه و رده‌بندی سنی 15+

این متن شعری است که در آن شاعر به زیبایی و نیکویی معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ‌کس به پای او نمی‌رسد. همچنین، شاعر از غم خود می‌گوید اما حضور معشوق در دلش باعث می‌شود غمش تسکین یابد. در پایان، از معشوق می‌خواهد که جانش را از غم نجات دهد، زیرا این درد، درمانی جز حضور او ندارد.

این متن دارای مفاهیم عاشقانه و ادبی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و صنایع ادبی ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۴۸ - روی نیکوی تو ز مه کم نیست

روی نیکوی تو ز مه کم نیست
جز ترا نیکویی مسلم نیست ۱

دهنت ذره و کم از ذره است
رخ ز خورشید ذره‌ای کم نیست ۲

گر جهانی غم است در دل من
چون تو اندر دل منی غم نیست ۳

تازه کن جان خسرو از غم خویش
کین جراحت سزای مرهم نیست ۴
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۷ ۴۶۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۷ - بوسه به قیمت دهد جان ببرد رایگان
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹ - هزار سال ترا بینم و نگردم سیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.