خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید و بیان میکند که دل او در جایی دیگر است و با وجود تلاشهایش، نمیتواند از این غم فرار کند. او به یاد عشق سوختهاش میافتد و احساس میکند که اسیر دل دشمن است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات شدید، مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
غزل ۱۲۰ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست ۱
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا
آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست ۲
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی
چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست ۳
من همانجا که دل گمشدهٔ من آنجاست ۱
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا
آخر آن سوختهٔ سوخته خرمن آنجاست ۲
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی
چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹ - ای نسیم صبحدم یارم کجاست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۱ - صبر و دل و نام و ننگ ما بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.