خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از فراق یار خود شکایت میکند و از نبودن او رنج میبرد. او از بیخوابی، غم و اندوه فراوان و نبود یار مهربان خود مینالد و به دنبال راهی برای رساندن حال خود به معشوق است.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۱۹ - ای نسیم صبحدم یارم کجاست؟
ای نسیم صبحدم یارم کجاست؟
غم ز حد بگذشت غمخوارم کجاست؟
خواب در چشمم نمیآید به شب
آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟
دوست گفت آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم کجاست؟
نیستم آسوده از کارش دمی
یارب آسوده از کارم کجاست؟
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالههای خسرو زارم کجاست؟
غم ز حد بگذشت غمخوارم کجاست؟
خواب در چشمم نمیآید به شب
آن چراغ چشم بیدارم کجاست؟
دوست گفت آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم کجاست؟
نیستم آسوده از کارش دمی
یارب آسوده از کارم کجاست؟
تا به گوش او رسانم حال خویش
نالههای خسرو زارم کجاست؟
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - لحظهای با بنده بنشین کاینقدر
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.