خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر حافظ بیانگر درد و رنج عاشقانه و عرفانی است. شاعر از معشوق میخواهد که به رنجهای او توجه کند و از ستم دیگران در امان بماند. همچنین، تأکید بر صداقت در دعا و عشق به معشوق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۴۸۰ - ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی ۱
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی ۲
رنج ما را که توان برد به یک گوشهٔ چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ۳
دیدهٔ ما چو به امید تو دریاست، چرا
به تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟ ۴
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آنها نکنی ۵
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد
از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی ۶
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر
که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی ۷
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی ۱
دردمندان بلا زهر هلاهل دارند
قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی ۲
رنج ما را که توان برد به یک گوشهٔ چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی ۳
دیدهٔ ما چو به امید تو دریاست، چرا
به تفرج گذری بر لب دریا نکنی؟ ۴
نقل هر جور که از خلق کریمت کردند
قول صاحب غرضان است تو آنها نکنی ۵
بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد
از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی ۶
حافظا سجده به ابروی چو محرابش بر
که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۹ - صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
گوهر بعدی:غزل ۴۸۱ - بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.