خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر از نوشیدن شراب به عنوان راهی برای رهایی از غم و خودپرستی سخن میگوید. او توصیه میکند که مانند شراب گشادهرو و بیریا باشیم و از تظاهر و تقواپیشگی دوری کنیم. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که مانند حافظ تلاش کند تا خود را در راه معشوق فدا کند.
متن از مفاهیم عرفانی و نمادین مانند شراب و مستی استفاده میکند که درک آنها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رهایی از خودپرستی و فداکاری در راه معشوق ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۴۷۸ - نوش کن جام شراب یک منی
نوش کن جام شراب یک منی
تا بدان بیخ غم از دل برکنی ۱
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دنی ۲
چون ز جام بیخودی رطلی کشی
کم زنی از خویشتن لاف منی ۳
سنگسان شو در قدم نی همچو آب
جمله رنگ آمیزی و تردامنی ۴
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنی ۵
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
خویشتن در پای معشوق افکنی ۶
تا بدان بیخ غم از دل برکنی ۱
دل گشاده دار چون جام شراب
سر گرفته چند چون خم دنی ۲
چون ز جام بیخودی رطلی کشی
کم زنی از خویشتن لاف منی ۳
سنگسان شو در قدم نی همچو آب
جمله رنگ آمیزی و تردامنی ۴
دل به می دربند تا مردانه وار
گردن سالوس و تقوا بشکنی ۵
خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر
خویشتن در پای معشوق افکنی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۷ - دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
گوهر بعدی:غزل ۴۷۹ - صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.