خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از عشق و جذابیت معشوق سخن میگوید و از درد و رنجی که این عشق برایش به همراه داشته شکایت میکند. او معشوق را به گل و شکر تشبیه میکند اما اشاره میکند که این زیبایی و شیرینی برایش جز دردسر چیزی نداشته است. همچنین، از خیانت یا رفتار ناخوشایند معشوق ابراز ناراحتی میکند.
متن حاوی مضامین عاشقانه و احساسی پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به درد و رنج عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
غزل ۴۵ - دی غمزهٔ تو کرد اشارت به سوی لب
دی غمزهٔ تو کرد اشارت به سوی لب
تا بوسهای دهد ز شکر خوب تر مرا
رویت گل و لبت شکر و این عجب که نیست
جز دردسر به حاصل از آن گل شکر مرا
چون من ترا درون دل خویش داشتم
آخر چه دشنه داشتهای در جگر مرا
تا بوسهای دهد ز شکر خوب تر مرا
رویت گل و لبت شکر و این عجب که نیست
جز دردسر به حاصل از آن گل شکر مرا
چون من ترا درون دل خویش داشتم
آخر چه دشنه داشتهای در جگر مرا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴ - گم شدم در سر آن کوی مجویید مرا
گوهر بعدی:غزل ۴۶ - سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.