خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن درباره گذر عمر و اهمیت استفاده از زمان حال است. شاعر تأکید میکند که با گذشت زمان، دیگران فراموشمان میکنند، پس باید از زمان کنونی بهره ببریم و به فردا امید نبندیم.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی درباره گذر زمان و مرگ است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۱۶ - پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس
پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس
زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را
چون تو شدی ازمیان از تو بروز دگر
جمله فرامش کنند، یادکن آن روز را
خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر
از پی فردا مدار حاصل امروز را
زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را
چون تو شدی ازمیان از تو بروز دگر
جمله فرامش کنند، یادکن آن روز را
خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر
از پی فردا مدار حاصل امروز را
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵ - شفاعت آمدم ای دوست دیدهٔ خود را
گوهر بعدی:غزل ۱۷ - من به هوس همی خورم ناوک سینه دوز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.