هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و علاقه‌ی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از ناتوانی در دستیابی به معشوق و آرزوهای برآورده‌نشده‌اش می‌گوید. شاعر از زیبایی و برتری معشوق سخن می‌گوید و افسوس می‌خورد که چرا معشوق به او مهربان نبوده است. همچنین، او از ناله‌ها و رنج‌های خود در این راه عشق می‌گوید.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر دشوار باشد.

غزل ۴۴۲ - به جان او که گرم دسترس به جان بودی

به جان او که گرم دسترس به جان بودی
کمینه پیشکش بندگانش آن بودی ۱

بگفتمی که بها چیست خاک پایش را
اگر حیات گران مایه جاودان بودی ۲

به بندگی قدش سرو معترف گشتی
گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی ۳

به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال
چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی ۴

اگر دلم نشدی پایبند طره او
کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی ۵

به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاق است
به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی ۶

درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه نور
که بر دو دیده ما حکم او روان بودی ۷

ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی
اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۳۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۴۱ - چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی
گوهر بعدی:غزل ۴۴۳ - چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.