خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی و جدایی سخن میگوید. او از بوسیدن لب معشوق و نوشیدن شراب به عنوان نمادهایی از زندگی و عشق یاد میکند و از رازداری و تنهایی در این رابطه صحبت میکند. شاعر همچنین از موسیقی و شراب به عنوان ابزارهایی برای فراموشی و لذت استفاده میکند و به مفاهیم عرفانی مانند جدایی روح از جسم اشاره میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به شراب و مستی وجود دارد که ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۴۳۱ - لبش میبوسم و در میکشم می
لبش میبوسم و در میکشم می
به آب زندگانی بردهام پی ۱
نه رازش میتوانم گفت با کس
نه کس را میتوانم دید با وی ۲
لبش میبوسد و خون میخورد جام
رخش میبیند و گل میکند خوی ۳
بده جام می و از جم مکن یاد
که میداند که جم کی بود و کی کی ۴
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی ۵
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی ۶
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می ۷
نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی ۸
زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی ۹
به آب زندگانی بردهام پی ۱
نه رازش میتوانم گفت با کس
نه کس را میتوانم دید با وی ۲
لبش میبوسد و خون میخورد جام
رخش میبیند و گل میکند خوی ۳
بده جام می و از جم مکن یاد
که میداند که جم کی بود و کی کی ۴
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب
رگش بخراش تا بخروشم از وی ۵
گل از خلوت به باغ آورد مسند
بساط زهد همچون غنچه کن طی ۶
چو چشمش مست را مخمور مگذار
به یاد لعلش ای ساقی بده می ۷
نجوید جان از آن قالب جدایی
که باشد خون جامش در رگ و پی ۸
زبانت درکش ای حافظ زمانی
حدیث بی زبانان بشنو از نی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳۰ - به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می
گوهر بعدی:غزل ۴۳۲ - مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.