خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به زیبایی‌های معشوق و تأثیر عمیق عشق بر شاعر می‌پردازد. شاعر از عشق و جذبه‌های آن سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه عشق او را از همه چیز جدا کرده و به معشوق وابسته ساخته است. او از رضایت و فداکاری در راه معشوق سخن می‌گوید و عشق را بالاتر از هر چیز دیگری می‌داند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و عرفان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

غزل ۴۱۱ - تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو
پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو ۱

ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز
کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو ۲

من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو ۳

دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار
گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو ۴

خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند
این همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو ۵

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر
کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو ۶

شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست
جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو ۷

خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۱۰ - ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
گوهر بعدی:غزل ۴۱۲ - مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.