شاعر در این متن از بخشندگی و جود الهی سخن میگوید و خود را همچون کشتزاری میداند که از باران بخشش او سیراب میشود. او از پدیدههای طبیعی مانند ابر، رعد و برق و صاعقه به عنوان نمادهایی از عطای الهی یاد میکند و آنها را با ماه و ستارگان مقایسه میکند که در برابر عظمت بخشش الهی ناچیز هستند. در نهایت، شاعر به مقایسهای بین بخشندگی الهی و بخشندگی انسانها میپردازد و اشاره میکند که حتی بخشندهترین افراد نیز در برابر بخشش الهی ناچیز هستند.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و مذهبی است که درک آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالطیب طاهر مصعبی
مگر جودش ابر است و من کشتزار ۱
«مگر» یک سو افکن، که خود هم چنین
بیندیش و دیدهٔ خرد برگمار ۲
ابا برق و با جستن صاعقه
ابا غلغل رعد در کوهسار ۳
نه ماه سیامی، نه ماه فلک
که اینت غلام است و آن پیشکار ۴
نه چون پور میر خراسان، که او
عطا را نشسته بود کردگار ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.