خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر عشق و اشتیاق به دیدار یار و ارزش گذاشتن به لحظات با اوست. شاعر از سختیهای دوری از دوستان و لذتهای عشق و طبیعت سخن میگوید و بر اهمیت استفاده از فرصتها تأکید میکند.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری ممکن است برای خوانندگان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
غزل ۳۹۲ - دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن ۱
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن ۲
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن ۳
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن ۴
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن ۵
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن ۶
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور درویش پروریدن ۷
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن ۱
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن ۲
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن ۳
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن ۴
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن ۵
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن ۶
گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی
یا رب به یادش آور درویش پروریدن ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.