خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شاعر بزرگ ایرانی، بیانگر نقدی بر ریاکاری و سالوس در جامعه صوفیان است. شاعر از کنار گذاشتن ظواهر فریبنده و روی آوردن به حقیقت و شادی واقعی سخن میگوید. او از رهایی از قید و بندهای دنیوی و روی آوردن به عشق و مستی معنوی صحبت میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و نقد اجتماعی نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارند.
غزل ۳۷۵ - صوفی بیا که خرقه ی سالوس برکشیم
صوفی بیا که خرقه ی سالوس برکشیم
وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم ۱
نذر و فتوح صومعه در وجه مینهیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم ۲
فردا اگر نه روضه ی رضوان به ما دهند
غلمان ز روضه ی حور ز جنت به درکشیم ۳
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم ۴
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم ۵
سر خدا که در تتق غیب منزویست
مستانهاش نقاب ز رخسار برکشیم ۶
کو جلوهای ز ابروی او تا چو ماه نو
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم ۷
حافظ نه حد ماست چنین لافها زدن
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم ۸
وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم ۱
نذر و فتوح صومعه در وجه مینهیم
دلق ریا به آب خرابات برکشیم ۲
فردا اگر نه روضه ی رضوان به ما دهند
غلمان ز روضه ی حور ز جنت به درکشیم ۳
بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان
غارت کنیم باده و شاهد به بر کشیم ۴
عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان
روزی که رخت جان به جهانی دگر کشیم ۵
سر خدا که در تتق غیب منزویست
مستانهاش نقاب ز رخسار برکشیم ۶
کو جلوهای ز ابروی او تا چو ماه نو
گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم ۷
حافظ نه حد ماست چنین لافها زدن
پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم ۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.