خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او تمام عمر خود را صرف عشق و انتظار معشوق کرده و از دنیا و علوم دنیوی روی گردانده است. شاعر تمام وجود خود، از جمله جان و دل، را به معشوق سپرده و در انتظار اشارتی از او به سر می‌برد. او از عافیت و سلطنت دنیوی چشم‌پوشی کرده و تمام توجه خود را به جمال و کرشمه‌های معشوق معطوف کرده است.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۶۵ - عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم

عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم
روی و ریای خلق به یک سو نهاده‌ایم ۱

طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم
در راه جام و ساقی مه رو نهاده‌ایم ۲

هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده‌ایم
هم دل بدان دو سنبل هندو نهاده‌ایم ۳

عمری گذشت تا به امید اشارتی
چشمی بدان دو گوشه ی ابرو نهاده‌ایم ۴

ما ملک عافیت نه به لشکر گرفته‌ایم
ما تخت سلطنت نه به بازو نهاده‌ایم ۵

تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز
بنیاد بر کرشمه ی جادو نهاده‌ایم ۶

بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال
همچون بنفشه بر سر زانو نهاده‌ایم ۷

در گوشه ی امید چو نظارگان ماه
چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده‌ایم ۸

گفتی که حافظا دل سرگشته‌ات کجاست
در حلقه‌های آن خم گیسو نهاده‌ایم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۶۴ - ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۶ - ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.