خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از سفر معنوی و عرفانی خود سخن میگوید. او از تصمیم خود برای بازگشت به وطن و نذر کردن برای رفتن به میخانه و بیان تجربیاتش از سیر و سلوک میگوید. همچنین، او از عشق و رنجهای آن و ارتباطش با معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که مانند حافظ، با دوست و وزیر خود به خانه بازگردد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سیر و سلوک و نذر کردن برای رفتن به میخانه ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۳۶۰ - گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
گر از این منزل ویران به سوی خانه روم
دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم ۱
زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم ۲
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم ۳
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم ۴
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم ۵
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
سجده ی شکر کنم و از پی شکرانه روم ۶
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم ۷
دگر آن جا که روم عاقل و فرزانه روم ۱
زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم
نذر کردم که هم از راه به میخانه روم ۲
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک
به در صومعه با بربط و پیمانه روم ۳
آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم ۴
بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
چند و چند از پی کام دل دیوانه روم ۵
گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
سجده ی شکر کنم و از پی شکرانه روم ۶
خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر
سرخوش از میکده با دوست به کاشانه روم ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.