خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از توبه و بازگشت به زندگی عادی سخن میگوید. او از عشق، مینوشی، و شادیهای زندگی یاد میکند و از ناتوانی در دوری از این لذات ابراز تاسف میکند. همچنین، او از عشق به معشوق و آرزوهایش برای انتقام از دشمنان سخن میگوید. در نهایت، شاعر از خستگی از پنهانکاری و تمایل به آشکار کردن رازهایش با موسیقی صحبت میکند.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه، توبه، و انتقام است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و لذتهای دنیوی ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۵۰ - به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم ۱
سخن درست بگویم نمیتوانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم ۲
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم ۳
به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه ی بزم طرب کناره کنم ۴
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم ۵
گدای میکدهام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم ۶
مرا که نیست راه و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شراب خواره کنم ۷
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم ۸
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم ۹
بهار توبه شکن میرسد چه چاره کنم ۱
سخن درست بگویم نمیتوانم دید
که می خورند حریفان و من نظاره کنم ۲
چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه
پیاله گیرم و از شوق جامه پاره کنم ۳
به دور لاله دماغ مرا علاج کنید
گر از میانه ی بزم طرب کناره کنم ۴
ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت
حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم ۵
گدای میکدهام لیک وقت مستی بین
که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم ۶
مرا که نیست راه و رسم لقمه پرهیزی
چرا ملامت رند شراب خواره کنم ۷
به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی
ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم ۸
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ
به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۹ - دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۵۱ - حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.