خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن سخن می‌گوید. او از ناله‌های شبانه، دیوانگی دل، هجران و آرزوی وصال معشوق می‌گوید. شاعر همچنین از ناامیدی از صلاح و پذیرش تقدیر خود سخن می‌گوید و از واعظان می‌خواهد که از او دور شوند.

مفاهیم عمیق عشق، غم و تقدیر در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۴۷ - صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
تا به کی در غم تو ناله ی شبگیر کنم ۱

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم ۲

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم ۳

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم ۴

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم ۵

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم ۶

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم ۷

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۶ - من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸ - دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.