خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه از حافظ، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر از دیدن معشوق و تأثیر آن بر قلب و چشم‌هایش سخن می‌گوید و از رنج‌ها و اشک‌هایی که برای عشق متحمل شده است، یاد می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به دل دردمندش رحم کند و آن را با نگاهش نیازارد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۹ - خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم

خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم
دل از پی نظر آید به سوی روزن چشم ۱

سزای تکیه گهت منظری نمی‌بینم
منم ز عالم و این گوشه ی معین چشم ۲

بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو
ز گنج خانه ی دل می‌کشم به روزن چشم ۳

سحر سرشک روانم سر خرابی داشت
گرم نه خون جگر می‌گرفت دامن چشم ۴

نخست روز که دیدم رخ تو دل می‌گفت
اگر رسد خللی خون من به گردن چشم ۵

به بوی مژده ی وصل تو تا سحر شب دوش
به راه باد نهادم چراغ روشن چشم ۶

به مردمی که دل دردمند حافظ را
مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۸ - من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
گوهر بعدی:غزل ۳۴۰ - من که از آتش دل چون خم می در جوشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.