خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از غربت و دوری از یار و دیار خود سخن میگوید و با گریه و مویه، درد فراق را بیان میکند. او از خداوند طلب کمک میکند تا بتواند به سوی میکده و عشق بازگردد. شاعر همچنین به پیری و عشق دوباره اشاره میکند و از باد صبا به عنوان تنها همدم خود یاد میکند. در پایان، او از حافظ به عنوان شاعری خوشلهجه و خوشآوا یاد میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم عرفانی و ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۳۳ - نماز شام غریبان چو گریه آغازم
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم ۱
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم ۲
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم ۳
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم ۴
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق میبازم ۵
به جز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من که به جز باد نیست دمسازم ۶
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم ۷
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم ۸
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوش لهجه ی خوش آوازم ۹
به مویههای غریبانه قصه پردازم ۱
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم ۲
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم ۳
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم ۴
خرد ز پیری من کی حساب برگیرد
که باز با صنمی طفل عشق میبازم ۵
به جز صبا و شمالم نمیشناسد کس
عزیز من که به جز باد نیست دمسازم ۶
هوای منزل یار آب زندگانی ماست
صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم ۷
سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی
شکایت از که کنم خانگیست غمازم ۸
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت
غلام حافظ خوش لهجه ی خوش آوازم ۹
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۲ - مزن بر دل ز نوک غمزه ی تیرم
گوهر بعدی:غزل ۳۳۴ - گر دست رسد در سر زلفین تو بازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.